فروشگاه بزرگ دقیق

فروشگاه بزرگ دقیق

دنیای اسباب بازی - آرایشی - خرازی - بهداشتی - ارسال به سراسر ایران
فروشگاه بزرگ دقیق

فروشگاه بزرگ دقیق

دنیای اسباب بازی - آرایشی - خرازی - بهداشتی - ارسال به سراسر ایران

مارگارت اتوود دلایل استقبال از رمانش را می‌گوید


 
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۰۸:۲۷
, مترجم : محمد حسن لو
 
 
مارگارت اتوود نویسنده رمان سرگذشت ندیمه اعتقاد دارد مردم به خاطر شرایط سیاسی اجتماعی به سریال ساخته شده با الهام از رمانش علاقه پیدا کرده‌‌اند.
 
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از فوربس، داستان در شهر کمبریج در ماساچوست ایالات متحده آمریکا رخ می‌دهد. پس از ترور رئیس‌ جمهور آمریکا با گلوله و به رگبار بستن اعضای کنگره ایالات متحده توسط مسیحیان بنیادگرا و اعلام وضعیت فوق‌العاده، انقلابی در کشور رخ می‌دهد، قانون اساسی لغو شده و حکومتی تمامیت‌خواه مسیحی به نام جمهوری گیلاد تشکیل می‌شود. در این حکومت جدید آزادی‌های فردی اکثر شهروندان پایمال می‌شود و همه ادیان به جز دین رسمی کشور غیرقانونی اعلام می‌شود.

شبکه تلویزیونی هولو در آمریکا و ژاپن سال 2017 سریالی با الهام از رمان سرگذشت ندیمه نوشته مارگارت اتوود نویسنده مشهور کانادایی ساخت با استقبال عجیبی روبرو شد. این سریال امسال نامزد دریافت جایزه امی شده است که این جایزه معادل اسکار برای ساخته‌های تلویزیونی است. علاوه بر سریال خود کتاب نیز در چند سال اخیر رکورد فروش را شکسته و حتی از مجموهه‌هایی مثل هری پاتر و بازی تاج و تخت پیشی گرفته است.

سرگذشت ندیمه در سال 1985 برای اولین بار منتشر شد ولی در دو سال اخیر با استقبال عجیبی روبرو شده است. خود اتوود در اظهارنظری دلایل این استقبال را در سال 2018 این گونه عنوان می‌کند که ما در زمانی پراسترس زندگی می‌کنیم و بیشتر شرایط اجتماعی باعث چنین استقبالی می‌شود.

اتوود در مصاحبه با مجله فوربس از خانه‌اش در تورنتو کانادا می‌گوید: «حاکمان دنیا به سرعت نظرات و ایده‌های نخبگان را نابود می‌کنند و دنیای پرتنش و پراسترس ساخته‌اند. آن‌ها پست‌هایی در اختیار می‌گیرند که نباید در اختیار آنها باشد. این مسائل باعث استرس و اضطراب مردم عام شده است و شاید به خاطر همین باشد که استقبال از رمان سرگذشت ندیمه زیاد شده است.»

مارگارت اتوود این رمان را در سال 1948 نوشت و این زمان بود که او در برلین غربی زندگی می‌کرد. در حقیقت اتوود این رمان را با الهام از شرایط سیاسی و اجتماعی آن زمان نوشت. اتوود می‌گوید: «در آن زمان شهر وضع بدی داشت و همه جا تاریکی و ظلمت حکمرانی می‌کرد. مردم دوست نداشتند آنجا زندگی کنند چون همه جا با دیوارها احاطه شده بود.»

اتوود داستان سرگذشت ندیمه را از زمان سکونتش در کشور آلمان جنگ زده شروع کرد ولی در آمریکا به پایان رساند.

در حال حاضر شبکه آمریکایی هولو دو فصل از سریال سرگذشت ندیمه را اکران کرده است و قرار است فصل سوم نیز به زودی از این شبکه پخش شود. اتوود در مصاحبه‌اش می‌گوید استقبال از سریال سرگذشت ندیمه از سوی مردم بیشتر نوعی اعتراض بین‌المللی محسوب می‌شود.

بررسی مشکلات بازار کاغذ با حضور سه وزیر و رئیس بانک مرکزی در کمیسیون فرهنگی


 
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۳۰
 
 
فاطمه ذوالقدر با بیان اینکه کمیسیون فرهنگی مجلس پیگیر مشکلات وارده بر صنعت چاپ و نشر است،‌ گفت: امیدواریم با حضور وزیر صنعت، معدن و تجارت، وزیر اقتصاد، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان متولیان اصلی امر کاغذ و رئیس جدید بانک مرکزی؛ به راهکارهای عملیاتی برای برون‌رفت از مشکلات امروز بازار کاغذ برسیم.
 
فاطمه ذوالقدر؛ نایب رئیس اول کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، با اشاره به وضعیت بازار کاغذ و تاثیر آن بر حوزه نشر، عنوان کرد:  کمیسیون فرهنگی مجلس، مشکلات وارده بر صنعت چاپ و نشر که باعث اخلال در کار بسیاری از نشریات و روزنامه‌ها شده است را پیگیری می‌کند. در این راستا امروز؛ سه‌شنبه 16 مردادماه نشستی با حضور سه وزیر صنعت، معدن و تجارت، امور اقتصادی و دارایی و فرهنگی و ارشاد اسلامی به عنوان متولیان اصلی امر کاغذ و  رئیس کل جدید بانک مرکزی در کمیسیون فرهنگی خواهیم داشت که هدف از برگزاری آن، ارائه گزارش و بررسی وضعیت بازار کاغذ در این زمینه است.
 
وی افزود: در این نشست علاوه بر مطرح شدن وضعیت فعلی و دغدغه‌های صنعت کاغذ، امیدوارم بتوانیم با حضور مسئولان
نوسانات قیمت ارز در ماه‌های اخیر باعث کمبود منابع کاغذ در کشور شده است و از آنجایی که مصرف کاغذ به طور قابل توجهی در بخش فرهنگی کشور و در صنعت چاپ و تولید کتاب به عنوان یک کالای فرهنگی به کار گرفته می‌شود
به راهکارهای عملیاتی برای برون‌رفت از مشکلات امروز بازار کاغذ برسیم.
 
جای خالی فرهنگ حمایت و همراهی
ذوالقدر با بیان اینکه صنعت تولید داخلی کاغذ به دلایل مختلف که یکی از آن‌ها سهولت در فرایند واردات کاغذ است، برای سال‌های متمادی نتوانسته آنگونه که باید در کشور پا بگیرد،‌ گفت: بخش زیادی از نیاز کشور در تأمین کاغذ از محل واردات است و نوسانات قیمت ارز در ماه‌های اخیر باعث کمبود منابع کاغذ در کشور شده. از آنجایی کاغذ در بخش فرهنگی کشور و در صنعت چاپ و تولید کتاب به عنوان یک کالای فرهنگی به کار گرفته می‌شود، بنابراین این نوسانات به طور مستقیم تولیدات فرهنگی کشور را از خود متأثر کرده است.
  
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه در تمام دنیا، شیوه‌ها و راهکار‌های حمایتی از سوی دولت‌ها برای حمایت از موضوعات فرهنگی و ابزارها و پیش‌نیازهای آن‌ها صورت ارائه و در دستور کار قرار می‌گیرد،‌ ادامه داد: فرهنگ ابزار سازنده و لازم برای ارتقای یک جامعه و کشور است و اتخاذ تدابیری همچون معافیت‌های مالیاتی، بخشش درصدی از هزینه‌های تأمین اجتماعی، کاهش قیمت انرژی و تخصیص تسهیلات ارزان قیمت می‌تواند کمک قابل توجهی به صنعت چاپ و نشر کشور بکند.
 
رنج نبود فرهنگ
 ذوالقدر همچنین به طرح مباحثی در زمینه احتکار کاغذ از سوی افراد سودجو، گفت: امروز کالای فرهنگی ما، رنج نبود فرهنگ را می‌برد و فرهنگ‌سازی آنگونه که باید در کشور شکل نگرفته است. درحالی‌که مردم باید در این شرایط،‌ با دولت همراه و متحد باشند.
 
وی افزود: مردم کشورهای توسعه‌یافته همواره از ایجاد تقاضای جدید و کاذب پرهیز می‌کنند اما در کشور ما، به دلایل مختلف این فرهنگ پا نگرفته است
اگر با محتکران به موقع و با قاطعیت برخورد می‌شد، به طور قطع امروز شاهد وقوع این جرم از سوی مجرمان نبودیم و بازار به دلیل احتکار تا این میزان آسیب نمی‌دید
و امروز آسیب نبودن این فرهنگ، به مردم -به عنوان ذی‌نفعان کالاهای فرهنگی- بیشترین آسیب را وارد می‌کند.
 
نماینده مردم تهران با بیان اینکه رفع این مشکل نیازمند فرهنگ‌سازی و ارتقای اعتماد اجتماعی است،‌ تاکید کرد: در این میان بهره‌گیری هرچه بیشتر از فرهنگ دینی و عرفی برای مقابله با افراد متحکر، لازم است تا از جریان‌های ناسالم اقتصادی جلوگیری شود. ما قوانین و مقررات لازم برای برخورد با این قسم جرایم را به حد کفایت داریم و در حقیقت مسأله ما کمبود یا نقص قوانین نیست؛ بلکه موضوع اصلی، نحوه عمل به قوانین است.
 
به گفته وی، اگر با محتکران به موقع و با قاطعیت برخورد می‌شد، به طور قطع امروز شاهد وقوع این جرم از سوی مجرمان نبودیم و بازار به دلیل احتکار تا این میزان آسیب نمی‌دید.
 
خودکفایی در حوزه کاغذ
 ذوالقدر همچنین درباره بحث خودکفایی ایران در زمینه تولید کاغذ نیز گفت: اگر بخواهیم در بحث تولید کاغذ خودکفا شویم باید کارخانجات تولیدی و صنعت تولید کاغذ را سرپا نگه داریم و این مقدور نیست مگر با همکاری همه جانبه دولت و بخش خصوصی. ضمناً صنعت تولید کاغذ ما امروز نیاز به بکارگیری از دانش و تکنولوژی بروز و نوین دارد.
 
وی ادامه داد:‌ در این زمینه ابتدا باید یک آسیب‌شناسی صورت پذیرد که چرا در سال‌های اخیر اقبال به کاغذ وارداتی شکل گرفته و چرا آنگونه که باید تولیدکنندگان ما کاغذ با کیفیت عرضه نکرده‌اند و با این کار بر واردات بی‌رویه کاغذ دامن زده‌اند.
 
عضو کمیسیون فرهنگی
از یک طرف به دلیل فشار اقتصادی وارد بر خانوارها کالاهای فرهنگی نظیر کتاب از سبد هزینه خانوار حذف شده و از سوی دیگر گرانی موجود و کمبود منابع کاغذ صنعت چاپ و نشر را تحت فشار قرارداده است
مجلس شورای اسلامی همچنین به نقش بخش خصوصی بر فعال‌سازی بخشی از ظرفیت‌های تولید کاغذ در کشور هم تاکید کرد و یادآور شد: تحول در عرصه تولید کاغذ و رسیدن به خودکفایی علاوه بر ایفای نقش دولت در مدیریت واردات کاغذ نیازمند بخش خصوصی پویا و فعال و صاحب دانش نوین است.
 
ذوالقدر با بیان اینکه تحولات اقتصادی و فشار اقتصادی که بر کشور و خانواده‌ها وارد شده، موضوع صنعت نشر و بازار کتاب را از دو سو مورد تهدید قرار داده است، گفت: از یک طرف به دلیل فشار اقتصادی وارد بر خانوارها، کالاهای فرهنگی نظیر کتاب از سبد هزینه خانوار حذف شده و از سوی دیگر گرانی موجود و کمبود منابع کاغذ صنعت چاپ و نشر را تحت فشار قرارداده است.
 
وی افزود: در این میان ما شاهد کاهش تقاضا و کاهش عرضه هستیم که هردو مشکل است. به همین دلیل معتقدم که به بازتعریف اساسی نحوه مصرف کاغذ نیاز داریم.
 
نایب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی با اشاره به لزوم کاهش مصرف کاغذ در برخی حوزه‌های غیرضروری، گفت: اکنون بسیاری از گزارش‌ها و پروژه‌های دانشجویی و پایان‌نامه‌ها باید در نسخه‌های کاغذی متعدد چاپ و ارائه شوند زیرا دانشگاه‌ها نیز به دلیل کمبود فضا امکان نگهداری از این پایان‌نامه و گزارش‌ها را ندارند.
 
ذوالقدر تاکید کرد: شاید بهتر باشد در این خصوص یک حرکت به سمت ارائه نسخه نرم‌افزاری داشته باشیم زیرا سهم قابل توجهی از کاغذ در دانشگاه‌ها به مصرف می‌رسد و انتشار کتا‌ب‌های نرم‌افزاری و نسخه‌های پی‌دی‌اف کتاب با تعبیه‌ساز و کارهای که اثر ناشر از سرقت ادبی و علمی به دور بماند نیز می‌تواند راهکاری موثر برای کاهش سرانه مصرف کاغذ باشد.

سبک کارهای ترقی قابلیت دیده‌شدن در کشورهای دیگر را دارد

 
تاریخ انتشار : سه شنبه ۱۶ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۷:۴۰
 
 
درتا سوآپا، مترجم لهستانی می‌گوید: خواننده لهستانی که از «خواب زمستانی» ترقی خوشش آمده، مطمئنم داستان‌های مجموعه‌هایی چون: «دو دنیا» یا «خاطرات پراکنده» را دوست خواهد داشت. سبک کارهای ترقی با این ترکیب خاص، زبان شاعرانه و طناز، بی‌شک قابلیت دیده شدن در کشورهای دیگر را دارد.
 
دُرتا سوآپا، نویسنده، مترجم و منتقد لهستانی و فارغ‌التحصیل رشته ایران‌شناسی از دانشگاه یاگلانی شهرکراکوف لهستان و دانشجوی دکتری تاریخ در دانشگاه تهران است که آثار نویسندگان معاصر ایرانی را از زبان فارسی ترجمه می‌کند و ترجمه آثار گلی ترقی به لهستانی را در کارنامه خود داشته، در گفت‌وگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، درباره ویژگی داستان‌های گلی ترقی و اینکه چه چیزی در نثر ترقی برای او بیش از همه چیز جالب توجه است، گفت: بی‌تردید حس زندگی پررنگ، صمیمیت خاص در لحن، گنجینه وسیع کلمات، ترکیب طنز و زبان شاعرانه، خاطراتی که تهران قدیم را جلو چشم خواننده ترسیم می‌کند و مسایلی چون غربت، مهاجرت، برخورد سنت و مدرنیته و ... از جمله ویژگی‌های قلم گلی ترقی هستند که می‌توانند توجه خواننده را به خود جلب کنند، اما در درجه اول همان حس زندگی و جست‌وجوی پاسخ سوال‌هایی مربوط به معنا و مکان زندگی انسان برای من اهمیت دارد.
 
قصد ترجمه «بازگشت» را ندارم
سواپا درباره جدیدترین اثر گلی ترقی اظهار کرد: «بازگشت» رمان کوتاهی است که حول محور مهاجرت و دغدغه شخصیت اول کتاب برای بازگشت به وطن بعد از سال‌ها زندگی در غربت (پاریس) است. همان تعلق همیشگی نویسنده بین دو دنیا: بمانم یا برگردم؟ اینجا یا جایی دیگر؟ سنت یا مدرنیته؟ وطن یا غربت؟ وطن کجاست، غربت کجاست؟ و ... «بازگشت» برای علاقه‌مندان گلی ترقی می‌تواند کتاب شیرینی باشد، اگرچه برای من به شخصه «بازگشت» به حرکت جدید نویسنده در راه‌های رفته قدیمی می‌ماند. قصد ترجمه «بازگشت» را ندارم، اما بعید نیست روزی گلچین داستان‌های مجموعه‌های قدیمی نویسنده را برگردانم. خواننده لهستانی که از «خواب زمستانی» ترقی خوشش آمده، مطمئنم مجموعه‌هایی چون: «دو دنیا» یا «خاطرات پراکنده» را دوست خواهد داشت. سبک کارهای ترقی با این ترکیب خاص، زبان شاعرانه و طناز، بی‌شک قابلیت دیده شدن در کشورهای دیگر را دارد.
 


این مترجم لهستانی درباره تفاوت ترجمه آثار گلی ترقی با ترجمه آثار دیگر نویسندگان ایران گفت: هر اثر ادبی از یک سری ویژگی‌های خاص خود برخوردار است که آن را از سایر آثار ادبی متمایز می‌کند، بنابرین ترجمه هر اثر ادبی، تجربه منحصر به فردی محسوب می‌شود و در مجموع این تجارب با هم قابل قیاس نیست. هر کدام یک سری چیزها را از شخص مترجم می‌طلبد و یک سری چیزها را به او می‌آموزد. مثلا به سبک، زبان و زمان انتشار کتاب و همچنین به موضوعی که کتاب مورد ترجمه آن را مطرح می‌کند یا به تجربه و پیشینه مطالعات شخص مترجم بستگی دارد. در هرحال پاسخ کلی دادن به این پرسش دشوار است.
 
داستان‌های دو مرحله اول کارنامه ترقی را ترجیح می‌دهم
سوآپا درباره آثار گلی ترقی و اینکه کدام‌ یک را بیشتر می‌پسندد، بیان کرد: به نظر من کارنامه گلی ترقی را می‌توان به سه مرحله تقسیم کرد: آثار انتشار یافته قبل از انقلاب مانند «من هم چه گوارا هستم» و «خواب زمستانی»، مرحله بعد از انقلاب و مهاجرت نویسنده به پاریس و انتشار آثاری مانند «خاطرات پراکنده»، «جایی دیگر» و «دو دنیا» و مرحله سوم شامل کتاب‌هایی مانند «فرصت دوباره»، «اتفاق» و «بازگشت» است که نویسنده یازده سال بعد از چاپ «دو دنیا» منتشر می‌کند.  فضای حاکم بر دو کتاب اول خانم ترقی سرشار از تنهایی و حس انزوا و تلخی است که می‌تواند خواننده را تکان دهد و به فکر بیاندازد -که نقش ادبیات متعالی هم همین است- سه کتاب بعدی پر از حس زندگی، صمیمیت و خاطرات تهران قدیمی‌اند و البته جست‌وجوی «جای خود»، به نوعی خانه، گمشدگی یا مکان مطلوب که طبق حرف‌های خود نویسنده که در یکی از مصاحبه‌هایش گفته، قرار نیست مکان زمینی باشد.
 
او ادامه داد: گلی ترقی در همه آثار خود انگار در جست‌وجو ست و بین دو دنیای «معلق» - خود این واژه «معلق» در کتاب هایش زیاد تکرار می‌شود- است و به دنبال جایی است که بتوان آن را خانه نامید، در آن ماند و آرامش پیدا کرد. اما در مرحله سوم کارنامه نویسنده این حس‌ها و جست‌وجوها کم‌رنگ‌تر و تا حدی تکراری هستند؛ برای همین من داستان‌های دو مرحله اول کارنامه نویسنده را ترجیح می‌دهم.


 
استقبال خوب لهستانی‌ها از «خواب زمستانی» گلی ترقی
این نویسنده و منتقد لهستانی درباره استقبال از کتاب‌های گلی ترقی در لهستان گفت: انتشار ترجمه لهستانی «خواب زمستانی» با استقبال خیلی خوب خوانندگان فرهیخته لهستانی رو به‌رو شد. تعداد زیادی از خوانند‌گانی که هم منتقد هستند و هم وبلاگ‌نویس، نقد این کتاب را در سایت خود منتشر کردند که از محتوای آن می‌توان فهمید نه تنها از «خواب زمستانی» به عنوان یک نمونه ادبیات درجه یک جهان خوششان آمد، بلکه عده‌ای از خوانندگان فضای حاکم بر جامعه ایران دهه شصت که در این رمان ترسیم شده -جامعه‌ای معلق بین دو دنیا، سنت و مدرنیته و جامعه‌ای که فرا رسیدن دوره «فردیت محور» را حس می‌کند، ولی هنوز قادر نیست «تنهایی» و مسئولیت ملحق به آن قبول کند- را دوست دارند. مثلا برای یکی از منتقدان شخصیت «طلعت خانم»، یادآور نثر «بهومیل هرابال»  است، فضای پر ابهام رمان را به نثر «کوبو آبه» تشبیه می‌کند و فصل 9 را که در آن آقای هاشمی متوجه می‌شود، شیرین خانم برایش ارزش تمام دنیا را دارد، یکی از زیباترین توصیف‌های غیرمستقیم عاشقانه در ادبیات می‌داند.
 
آثار محمود حسینی‌زاد را در دست ترجمه دارم
سوآپا در پاسخ به این سوال که برنامه‌اش برای آینده چیست و قصد ترجمه آثار کدام نویسنده ایرانی را دارد، بیان کرد: در حال حاضر گلچینی از داستان‌های مجموعه‌هایی چون «سیاهی چسبناک شب»، «آسمان کیپ ابر»، «این برف کی آمده» که به نوعی سه گانه را تشکیل می‌دهند و مجموعه «سرش را گذاشت روی فلز سرد»، اثر نویسنده و مترجم توانا، محمود حسینی‌زاد را در دست ترجمه دارم. داستان‌هایی که به روی سیاه‌تر سکه زندگی روی می‌آورند؛ مانند مرگ، حسرت، تنهایی و تمام آن چیزهایی که درد مشترک همه ‌ماست، به خصوص در این روزگار. 

حبیب دوانلو؛ مبدع شیوه روان‌پویشی کوتاه‌مدت

حبیب دوانلو؛ مبدع شیوه روان‌پویشی کوتاه‌مدت

حبیب دوانلو، متولد سال 1927 میلادی، پرآوازه‌ترین ایرانی در عالم روان‌درمانی و مبدع شیوه روان‌پویشی کوتاه‌مدت و فشرده است. حبیب دوانلو، مبتکرISTDP ، یک مشاهده‌گر بالینی دقیق و از پیشگامان پژوهش در روان‌درمانی است. او دگماتیسم نظری‌ای را که پشتوانه‌ای در مشاهده تجربی نداشت، رها کرد، تعارض ادیپی و تثبیت غریزی را به‌عنوان عامل اصلی روان‌نژندی مردود دانست و نظریه خود را در مورد سرچشمه‌های روان‌نژندی به‌عنوان واکنش کودکانه در مقابل سوءاستفاده یا بی‌قیدی والدین نسبت به کودک ارائه کرد.
 
بر پایه این نظریه، گسیختگی در دلبستگی ایمن به زنجیره‌ای از درد، خشم، گناه و اندوه بر اثر عشق ناکام می‌انجامد و مجموعه پیچیده‌ای از دفاع‌ها با پرهیز از هر نوع ارتباط انسانی اصیل، هدف‌دار و گرانبار از احساس، تثبیت و دائم تقویت می‌شود.
 
دیوید مالن درباره حبیب دوانلو می‌گوید: «فروید ناخودآگاه را کشف کرد ولی دوانلو شیوه استفاده از آن را عرضه کرد.» جالب است بدانید که فروید پشت بیمار می‌نشست و اهمیت تجلیات جسمانی فرآیندهای روانی را تقریبا نادیده می‌گرفت اما دوانلو به اهمیت مشاهده و تجلیات جسمانی تجربیات فرارونده پی برد و آن را مبنای نظریه و فنون قرار داد و روانکاوی را به درمانی کارآمدتر، سازمان‌یافته‌تر و عمیق‌تر تبدیل کرد.
 
از اروین یالوم تا حبیب دوانلو

پروفسور حبیب دوانلو

پروفسور حبیب دوانلو

معرفی روش درمانی دکتر حبیب دوانلو، روانکاو کانادایی ایرانی تبار بسیار آسان‌تر از معرفی خود اوست. متأسفانه اطلاعات کمی در مورد این نابغه‌ی ایرانی در دست است و بیشتر مطالب حول معرفی روش ابداعی وی و تأثیرگذاری فوق العاده‌ی آن در درمان انواع بیماری‌های روانی است.

حبیب دوانلو در اوایل دهه 1930 در تهران به دنیا آمد و بعد از طی تحصیلات ابتدایی و دریافت بورس تحصیلی، به دانشگاه هاروارد رفت. دوانلو به عنوان یک جراح از هاروارد فارغ التحصیل شد. بعد از آن به روانپزشکی علاقه‌مند شد و به یک مدرسه پزشکی رفت. سپس به دانشگاه مک گیل رفت و سالیان متمادی در آنجا آموزش دید.

در محدوده سالهای 1960 تا 1990 حبیب دوانلو به عنوان یک روان پزشک و روانکاو، پژوهش‌های بالینی گسترده‌ای را در زمینه‌ی مفاهیم روانکاوی انجام داد. تمرکز عمده‌ی دوانلو بر مقاومت بیمار در مواجه شدن با احساسات دردناک در جلسات درمانی، و راه‌های غلبه بر این مقاومت بود. همچنین تلاش‌های دوانلو متمرکز بر کوتاه کردن طول درمان بود. موضوعی که پیش از این در کارهای فرنتزی با عنوان درمان فعال، اتو رنک با عنوان اراده درمانی، و الکساندر و فرنچ با عنوان تجربه‌ی هیجانی اصلاحی، مطرح شده بود. او با ضبط ویدیویی جلسات درمانی و بازبینی مجدد آنها که بعضاً با حضور خود بیمار این بازبینی انجام می‌گرفت، توانست به نتایج قابل توجهی دست یابد و تکنیک‌هایی را برای غلبه بر مقاومت بیمار ابداع کند. نتیجه‌ی تحقیقات و تلاش‌های دوانلو روشی را به جامعه روان‌شناسی معرفی کرد که با نام روان‌پویشی فشرده کوتاه مدت

(Intensive Short-Term Dynamic Psychotherapy) یا به اختصارISTDP شناخته می‌شود. بعدها در چند سمینار تخصصی در کانادا، امریکا و اروپا، دوانلو فیلم‌های بیمارانش را در معرض دید روان شناسان قرار داد. مشاهده این فیلم‌ها عکس العمل‌های متفاوتی را برانگیخت. عده‌ای روش دوانلو را خشن و نامهربانانه تلقی کردند. عده‌ای دیگر با تأیید روش او، تکنیک‌های دوانلو را برای بازگشایی ناهشیار و غلبه بر مقاومت تحسین کردند.

پاتریشیا دلاسلوا یکی از روانکاوان مطرح در روان‌پویشی کوتاه مدت، از شرکت‌کنندگان این سمینار بوده است. او به این سمینار اینگونه واکنش نشان داد : «سمینار اعجاب انگیزی بود. طی 16 ساعت در یک تالار اجتماعات تاریک نوار ویدیوئی جلسات واقعی درمانی را مشاهده کردیم و من ناظر یک انقلاب نسبتاً واقعی در درونم بودم. در گذشته آموخته بودم که برای تشدید تعارض‌های بیمار و تسریع دستیابی آن‌ها به افکار و احساسات ناهشیار می‌بایست کمّیت جلسات درمانی را افزایش داد. بر این اساس معمولاً بیماران بین دو تا پنج جلسه در هفته طی یک سال تحت درمان قرار داده می‌شدند، در حالی که دوانلو شواهد صریحی ارایه داد که از طریق افزایش کیفیت مداخله‌های درمانی می‌توان فرایند تحلیل را سریع و فشرده کرد. محتوای نوار ویدیویی نشانگر یک پروتکل درمانی کارآمد و اثربخش بی نظیر بود. دوانلو فنونی را برای برچیدن دفاع‌ها، تشدید درگیری عاطفی بیمار در فرایند درمان، و شناسایی الگوهای رفتار انتقالی به منظور “بازگشایی سریع ناهشیار” ارایه کرد». دیوید مالان نیز در واکنش به کارها و ابداعات دوانلو می گوید : « فروید ناخودآگاه را کشف کرد، دوانلو دریافت که آن را چگونه برای درمان به کار گیرد؛ این روش بزرگترین پیشرفت در روان درمانگری است»

مشاهده‌ی این فیلم ها باعث شد بسیاری از روان شناسان و روان‌کاوان دنباله رو روش دوانلو شوند و بی کم و کاست تمامی تکنیک‌های او را بپذیرند. اما عده‌ای دیگر باوجود پذیرش این روش درمانی سعی کردند با اضافه کردن تکنیک‌های دیگر این روش را تقویت کنند. پس از آن دوانلو کارش را در زمینه تدریس، آموزش و نظارت بر کار روانشناسان و روان‌کاوان ادامه داد. از دوانلو تاکنون چند کتاب به فارسی ترجمه شده که توسط انتشارات ارجمند به چاپ رسیده است.

ماجرای آن عکس روی دیوار مجمع

مجادله رضا امیرخانی با مجمع ناشران انقلاب اسلامی وارد فاز تازه‌ای شده است

ماجرای آن عکس روی دیوار مجمع

لابد دیده‌اید که در وصف فلان نویسنده یا بازیگر می‌گویند «بی‌حاشیه، کار خود» را می‌کند؛ کسانی که از این توصیفات بهره می‌برند، اساسا مقصودی ایجابی از به‌کاربردن آن دارند. این انگاره سنتی اما چندان با ملاحظات امروزین حرفه‌ای‌گری، سازگار نیست.

بزرگ‌ترین بنگاه‌های اقتصادی نشر در دنیا هم به نویسنده‌ها یاد می‌دهند چگونه اثر خود را با حضورها و غیاب‌ها و با موضع‌گیری‌ها و سکوت‌ها تبلیغ کنند. امروزه، قصه‌نویس‌های حرفه‌ای در جهان ادبیات کسانی نیستند که اثرشان را به ناشر تحویل می‌دهند و همه چیز را به او می‌سپارند. حالا برخی ناشران داخلی هم طی کلاس‌هایی آموزشی به برخی نویسنده‌هایشان یاد می‌دهند خودشان پشت کتاب‌شان بایستند و پابه‌پای اتفاقاتی که برایش می‌افتد، جلو بیایند. رضا امیرخانی، حتما جزو یکی از این نویسنده‌های حرفه‌ای است که البته بسیار پیش از این‌که ناشران دست به کار شوند و به نویسنده‌هایشان چنین نکاتی را یاد بدهند، خودش در این زمینه استاد بود. او، برند داستان‌نویسی امروز ایران است و هویت این برند را صرفا از سر قصه‌هایی که نوشته ارتقا نداده است. امیرخانی هم به وقایعی که پیرامون آثارش رخ می‌دهند حساس است و هم به رخدادهای فرهنگی و اجتماعی که مستقیما او را نشانه نرفته‌اند. بلد است کی حرف بزند و کی سکوت کند و چندسالی است مزد این رفتار حرفه‌ای را با استقبال چشمگیر مخاطبان ادبیات داستانی از نوشته‌هایش دریافت کرده است. او خلاف بسیاری از هم‌نسلانش و پیشکسوتانش، به این افتخار نمی‌کند که «روزنامه» نمی‌خواند و «اخبار» را دنبال نمی‌کند و کاری به کار کسی ندارد؛ تقریبا همه رویدادهای ادبی و فرهنگی را رصد می‌کند و به‌خصوص نسبت به آنها که درباره خودش هستند واکنش نشان می‌دهد. کمتر فعال فرهنگی را می‌توانید سراغ کنید که اضلاع یک مربع از مواضع مختلف را پوشش دهد؛ او هم از سوی اصلاح‌طلبان مورد انتقاد و تحسین واقع می‌شود و هم از جانب اصولگرایان. اما ماجرای تازه‌ترین جدل لفظی او با یکی دیگر از فعالان فرهنگی چیست؟

حقیقتش را بخواهید ماجرا از انتشار تازهترین اثر داستانی امیرخانی با نام «ر ه ش» آغاز شد؛ از همان روزی که ملت جلوی کتابفروشی انتشارات افق برای خرید این کتاب با امضای نویسندهاش صف بستند. مجادله بر سر این اثر او از این شروع شد که کیهان «ر ه ش» را نه یک رمان، بلکه «بیانیهای سیاسی علیه شهردار سابق تهران» خواند اما ماجرا از شهرداری و کیهان و دیگران فراتر رفت و حتی به مواردی عجیب و غریب هم رسید. مثلا یکی از منتقدان، به انطباق شماره صفحات کتاب با موضوعی تاریخی اشاره کرده بود که نشان میداد، تحلیلها و قرائتها از آثار امیرخانی وارد فاز تازهای هم شده است. امیرخانی بعدها در گفتوگو با خبرآنلاین درباره این ماجرا توضیح داد. او به این خبرگزاری گفت: «کتاب یک فصل درباره صفویه دارد که از صفحه 76 تا 88 شروع میشود و طبق ادبیات آن زمان، از واژه اولیالامر برای شاهان صفوی استفاده کردم. یکی از منتقدهای کتاب این شماره صفحات را به عنوان نماد گرفته با سالهای 76 تا 88 زمان حاضر و با صفویه مقایسه کرده و در پایان هم بیان کرده بود که تهران مساله اصلی نیست بلکه امالقرای جهان اسلام مدنظر است و این دقیقا همان زمانی است که امیرخانی مخالف نظام شده است.» حالا نزاعی دیگر بر سر «ر ه ش» و امیرخانی آغاز شده است؛ نزاعی که اتفاقا پس از انتشار همین گفتوگوی دوم خردادماه خبرآنلاین با امیرخانی میشد حدس زد که از سر گرفته خواهد شد.

حمله به مجمع

امیرخانی طی آن گفتوگو معتقد بود که نقدهای سیاسی واردآمده به آثارش به مخاطبان ارتباطی ندارد و به «یکسری رقبا» مربوط است؛ یکسری رقبا که به گفته او «از محل انقلاب اسلامی تغذیه میکنند». او در ادامه در این باره گفته بود: «اینها پول میگیرند از حکومت با این توجیه که اگر ما نباشیم کسی ادبیات انقلاب اسلامی را نمیخواند. به ما پول بدهید تا مردم را با پویش و تخفیف و خرید ارگانی و شوی هنرپیشه و سلبریتی کتابخوان کنیم. وقتی بگویند مردم به طور طبیعی کتاب انتخاب میکنند و میخوانند باید توطئه شرق و غرب را در بازار کتاب نشان دهند و بگویند فلان ناشر آمریکایی و دیگری معاند است و... . حالا میرسیم به «رهش» و باقی کتابهای من و رفقای من. اصلیترین خطر برای رزق و روزی آنها ماییم دیگر. به محض انتشار کتاب امثال من، باید به بالادستیهاشان توضیح دهند که این کتاب مال ضدانقلابهاست و برای همین مردم میروند سراغش!! (نقض غرضی از این بزرگتر نداریم. طرف میگوید آنچه استقبال میشود مال مخالفان انقلاب است و برای کتابخوانی موافقان انقلاب باید پول خرج کرد و پولش را هم باید به ما بدهید!) این فضای مجمع ناشران و رجانیوز است. چه در قیدار و چه در رهش، از ۸۸ به بعد هر کتابی که از من در آمد، در فاصله چند ساعت اولین حملات بسیار تند و منفی به وسیله همینها در شبکههای اجتماعی بیرون آمد. و این یعنی جلوگیری از فروش کتاب. خوب... هم نفسشان حق بوده است و هم منطقشان موثر... چون مردم هم کار خودشان را میکنند و کتاب را میخرند!» در ادامه هم در عین پاسخ به انتقادهایی که به او شده که اثرش تضادهایی با سیاستهای رسمی توسعه جمهوری اسلامی دارد میگوید که اتفاقا به خاطر اینکه آدمی مذهبی است، نوشتههایش رنگ متفاوتی دارد با آثار باقی قصهنویسها. وقتی او از اشاره کلی به منتقدانش گذشته و به ذکر مصادیقی چون «بچههای مرتبط با مجمع ناشران و رجانیوز و...» پرداخته، معلوم بود که باید منتظر پاسخی از جانب مجمع ناشران انقلاب اسلامی باشیم؛ اتفاقی که چند روز پیش و در گفتوگوی روزنامه «صبح نو» با میثم نیلی مدیر عامل مجمع ناشران افتاد.

دفاع از مجمع

مجمع ناشران انقلاب اسلامی حالا هفتساله است. هم از ناشران انقلابی حمایت میکند و هم خودش دست به کار انتشار آثار شده. وقتی چند روز پیش میثم نیلی به عنوان مدیر عامل مجمع ناشران انقلاب اسلامی، به بهانه هفتسالگی مجمع پای گفتوگو با روزنامه «صبح نو» نشست، میشد حدس زد که بحث از این مناسبت فراتر خواهد رفت و به سمت رضا امیرخانی و انتقاداتش خواهد کشید. او ابتدا با اشاره به اینکه «به رضا امیرخانی به عنوان سرمایه انقلاب نگاه میکنیم» و «دوست نداریم رابطهمان با ایشان غیرمحبتآمیز و غیردوستانه باشد»، «رضا امیرخانی از نظر ما نویسنده خوب و متعلق به جبهه انقلاب است و حتی اگر وی به مجمع باز هم بد و بیراه بگوید، نظر ما درباره ایشان تغییری نمیکند و هیچ ریاکاری هم در این موضع نیست» و «عکس ایشان هم بهعنوان یکی از نویسندگان خوب جبهه انقلاب در مجمع نصب شده است»، از این تعارفات گذشته و در پاسخ به سوال خبرنگار درباره مجادله امیرخانی با مجمع، حرف اصلی را زده بود: «ایشان درباره مجمع متأسفانه دقیق اظهارنظر نمیکند. گفتهاند کسانی از مجمع کتابهای من را نقد میکنند که باید گفت نقد فیالجمله مطلوب است و نویسندههای حرفهای نقد کتابشان را باعث رشد خودشان و ترویج آثارشان میدانند؛ اما اینکه مجمع ناشران جریان نقد کتاب اخیر ایشان را راه انداخته است، خیر، صحیح نیست. البته درباره بعضی کتابهای ایشان نظرات شخصی داریم؛ اما اینکه در مجمع تصمیم گرفته باشیم که این کتابها نقد شوند، نه، درست نیست؛ من از جایگاه یک همسنگر همواره به آقای امیرخانی بهعنوان یک سرمایه نگاه کردهام و دوست دارم این سوءتفاهمها برطرف شود.»

لحن نیلی در این گفتوگو بسیار نرم بود و به نظر میرسید که مجمع ناشران همچنان هدف اولیهاش را در مواجهه با رضا امیرخانی، جذب او در نظر گرفته است. در واقع نیلی به جای حملهای متناسب با حرفهای تند و تیز نویسنده «ر ه ش»، صرفا به انکار ادعای او مبنی بر نقشآفرینی مجمع در شکلگیری جریانی در نقد آثار نویسنده پرداخته بود.

نسبت عکس من و تو!

نرمخویی مدیرعامل مجمع ناشران انقلاب اسلامی در پاسخ به ادعای امیرخانی، آقای نویسنده را آرام نکرد. در ادامه این ماجرا نویسنده «ر ه ش»، متنی بسیار تند و تیزتر از انتقاد نخستش را منتشر و دست به اقدام متقابل زد. متنی که انتشار آن از جانب فردی چون امیرخانی کمی عجیب مینمود. او در این متن که در کانال سایت شخصیاش منتشر شده نوشته: «جالبتر اینجاست که برخی از این منتقدان فیالجمله مطلوب، فقط سر کتابهای من نقدنویس میشوند و در دوره کمکاری من آنها نیز کمکار میشوند! نسبتی بین امثال ما نیست بجز نسبت عکس، البته نه آن عکسی که زدهای به دیوار مجمع!» هرچند باید منتظر ماند و دید سرانجام این مجادله چه خواهد شد، اما نمیتوان از تند بودن این فضا گلهمند نبود. ناظران بیرونی حوزه فرهنگ که خارج از قواعد و مناسبات داخلی عناصر فرهنگی، این حوزه را تماشا میکنند، تلخی این کنشها به همین زودی از زیر زبانشان زدوده نمیشود. اهل فرهنگ نسبتی با کلمه و زبان دارند و این اختلاف مناظر چیزی نیست که با کلمه نشود آن را حل کرد.

صابر محمدی